قوطی فولادی ,فولاد مهر سهند
پروفیل, لوله, میلگرد, سپری, میلگرد آجدار, نبشی, ناودانی,قیمت لوله,قیمت پروفیل

آخرین اخبار

سه مصوبه مجلس برای لایحه حمایت از تولید
گروه خبر: لایحه رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی با حضور اعضای کمیته اقتصادی شورای ...
دیدار جناب آقای دکتر ساسان فرشی حق رو، مدیر کل اِستاندارد استان آذربایجان شرقی از هلدینگ مهر سهند
دیدار جناب آقای دکتر ساسان فرشی حق رو،مدیر کل اِستاندارد استان آذربایجان شرقی به همراه هیات همراه...
ادامه جلسات پروژه طراحی، استقرار و جاری سازی نقشه راه مسیر توسعه سرمایه های انسانی گروه کارخانجات مهر سهند
ادامه جلسات پروژه طراحی، استقرار و جاری سازی نقشه راه مسیر توسعه سرمایه های انسانی گروه کارخانجات مهر ..
واردات فولاد صفر شد
جعفر سرقینی با بیان مطلب فوق گفت در حال حاضر صنعت فولاد در کشور نیازهای داخلی کشور را تامین می‌کند و ...
کمبود آهن قراضه در کشور به شدت حس می شود
فولاد نیوز: عضو انجمن تولید کنندگان فولاد ایران گفت: وضعیت آهن قراضه در کشور بحرانی است و کمبود آن به...

آخرین اخبار

جهان پروفیل,پروفیل صابری,پروفیل برتر, پروفیل پرشیا,قیمت پروفیل,میلگرد,لوله ظفر,تهران شرق
تاریخ انتشار :  1393/05/27

چشم اندازی بر توسعه صنعت فولاد در ایران و چالش های فراروی آن

دکتر ابوالفضل جنتي مشكاني
برنامه هاي توسعه كشور هر يك چشم‌اندازي براي صنعت فولاد ترسيم كرده اند. توليد 55 ميليون تن فولاد و صادرات 10 ميليون تني، تولید 87 میلیون تنی و صادرات 30 میلیون  تنی و تولید 66 میلون تنی و نیاز به صادرات 20 میلیون تنی همگی از اهداف و چشم انداز توسعه صنعت فولاد در افق 1404 مي باشد...


بديهي است دستيابي به اين هدف مستلزم فراهم آوردن زمينه هاي لازم جهت توسعه صنعت فولاد مي باشد. چالش هاي متعددي وجود دارد كه دستيابي به توليد 55 ، 87 و 66 ميليون تني فولاد در كشور را محدود كرده و مي تواند دستيابي به چشم انداز ترسيم شده براي صنعت فولاد را غير ممكن سازد.

عدم برنامه ریزی صحیح و نبودن متولی واحد در این صنعت، عدم وجود زير ساخت هاي لازم جهت توسعه فولاد، عدم وجود منابع مالی مورد نیاز برای این صنعت، ناكافي بودن تاسيسات زير بنايي، عدم رشد كافي صنايع فرو دست و فرا دست صنعت فولاد، قوانين و مقررات داخلي و موانع سرمايه گذاري در داخل كشور از يك سو و وجود رقباي قدرتمند در بازار منطقه‌اي و جهاني ( همچون تركيه و روسيه در بازار منطقه اي و چين در بازار جهاني) از سوي ديگر، از جمله چالش هاي فرا روي صنعت فولاد هستند كه دستيابي به چشم انداز ترسيم شده براي اين صنعت را محدود مي نمايد.

اين مقاله با بررسي برنامه هاي توسعه صنعت فولاد در كشور، چالش هاي فراروي اين صنعت را مورد بررسي قرار داده و چشم اندازي براي آينده اين صنعت ترسيم مي نمايد.
امروزه صنعت فولاد یکی از صنایع پایه و استراتژیک جهان به شمار می رود تا آنجا که سرانه مصرف فولاد در کشورها به عنوان معیاری برای توسعه یافتگی به کاربرده می شود. بنابراین میزان مصرف و تولید این محصول ارتباط تنگاتنگی با ميزان توسعه یافتگی کشورها دارد. در کشور ما نیز صنعت فولاد عمری بیش از 4 دهه دارد اما نتوانسته از جایگاه شایسته ای در جهان برخوردار باشد. به عبارت ديگر هر چند همواره بیان می گردد که صنعت فولاد در ایران دارای مزیت نسبت به سایر صنایع است اما جایگاه صنعت فولاد ایران در جهان مؤكد اين نكته است که سیاستگذاران و برنامه ریزان اقتصادی نتوانسته اند این صنعت را به جایگاه مطلوبی در جهان برسانند.
 

نگاهي اجمالي به رشد و توسعه صنعت فولاد در چند دهه گذشته نشان مي دهد كه بر خلاف برنامه هاي تعيين شده براي اين صنعت، رشد و توسعه واقعي آن بسيار كمتر از برنامه بوده است. نگاهي به برنامه هاي توسعه نشان مي دهد اهداف محقق شده و واقعي بسيار كمتر از برنامه هاي از پيش تعيين شده مي باشد. روند توليد در يك دهه گذشته نشان مي دهد كه توليد فولاد خام در كشور از حدود 7 ميليون تن در سال 1380 به حدود 4/15 ميليون تن در سال 1392 افزايش يافته است كه رشدي حدود 7 درصد را نشان مي دهد مسلما با ادامه اين روند در سالهاي آينده ، امكان رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در زمينه توليد و صادرات فولاد ميسر نخواهد بود بنابراين در اين گفتار عمده چالش هاي فراروي صنعت فولاد مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

نگاهی به میزان تولید فولاد جهان در یک دهه گذشته نشان می دهد که تولید فولاد از سال 2003 تا کنون از 972 میلیون تن به بیش از 1606 میلیون تن در سال 2013 افزایش یافته است که نشان می دهد تو لید در جهان به طور متوسط 2/5 درصد رشد داشته که است بخش عمده ای از رشد تولید فولاد وابسته به رشد فولاد در کشئر چین می باشد زیرا تولید این کشور  از سال 2003 و از حدود 223 میلیون تن به بیش از 779 میلیون تن در سال 2013 افزایش یافته است که رشدی بیش از دوبرابر رشد متوسط جهانی را دارا بوده است یعنی اگر تولید چین را از کل تولید فولاد در جهان در سالهای 2003 و 2013 حذف کنیم تولید جهان به ترتیب در این سالها معادل 749 و 827 میلیون تن خواهد شد یعنی تولید فولاد در جهان بدون چین در بازه ده سال کمتر از 78 میلیون تن افزایش داشته است.

نمودار1 – توزیع تولید فولاد  از سال 2003 تا 2013 در کشورهای جهان
ساختار مصرف در جهان نیز نشان می دهد هر چند مصرف همراستا با تولید رشد داشته است سهم کشور چین از مصرف فولاد در جهان رشد خیره کننده ای داشته است علاوه بر این آمار نشان می دهد که سهم تولید فولاد ( و نه میزان تولید) در کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان رو به کاهش است که نشان می دهد این کشورها سرمایه گذاری بیشتری  بر روی سایر صنایع انجام داده اند.

نمودار2 – توزیع مصرف فولاد  از سال 2003 تا 2013 در کشورهای جهان

چشم انداز توسعه صنعت فولاد كشور
در حال حاضر چندین چشم انداز متفاوت برای صنعت فولاد ترسیم می گردد که سه چشم انداز آن مربوط به ایمیدور ، شرکت مهندسی بین المللی فولاد تکنیک و افق برنامه 1404 می باشد این سه چشم انداز به ترتیب تولید 87، 66 و 55 میلیون تنی فولاد برای کشور را ترسیم کرده اند. دو چشم انداز اول بر مبنای طرحهای در دست انجام واحدهای فولادی بوده و چشم انداز سوم بر اساس برنامه مصوب می باشد.

موانع توسعه فولاد
چشم اندازهای تعريف شده براي فولاد كشور همانگونه که در بالا بر شمرده شده متفاوت و مختلف می باشد. بر اساس برنامه ريزي هاي صورت گرفته و مجوزهاي صادر شده جهت توليد فولاد پيش بيني مي شود اين ظرفيت تا سال 1404 محقق گردد. اما آيا به راستي توليد این میزان  فولاد در سال 1404 امكان پذير مي باشد. عمده موانع تحقق اين ظرفيت را مي توان عوامل زير دانست.


1- عدم برنامه ریزی صحیح و نبودن متولی واحد در این صنعت
در حالیکه برنامه های توسعه فولاد و همچنین سند چشم انداز 1404 بر تولید 55 میلیون تن فولاد تاکید دارد مجوزهای صادره جهت تولید فولاد در کشور بیش از 120 میلیون تن می باشد که عمده دلیل آن وجود متولی های چندگانه در امر صدور مجوز برای تولید در این صنعت می باشد در حال حاضر وزارت صنایع، معدن و تجارت و مراکز استانی آنها، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی  ایران  و همچنین شرکت ملی فولاد از شرکتهای صادر کننده مجوز برای تولید فولاد برای کشور هستند و هر یک جداگانه برای تولید فولاد برنامه ریزی و تصمیم گیری می نمایند.


2- عدم وجود زير ساختهاي مناسب
صنعت فولاد يكي از صنايعي است كه در آن حجم بالايي از مواد اوليه و محصول جابجا مي گردد. بنابراين يكي از عوامل تاثيرگذار بر هزينه هاي توليد و قيمت تمام شده محصول،  دسترسي آسان به بازارهاي مواد اوليه و فروش محصول است. اين امر مستلزم وجود شبكه ريلي مناسب است تا شركت هاي فولادي بتوانند مواد اوليه مورد نياز خود را با كمترين هزينه و زمان تامين نموده و  محصولات توليدي را نيز با كمترين هزينه و زمان به بازار فروش انتقال دهند. متاسفانه در حال حاضر يكي از مشكلات پيش روي مديران صنعت فولاد كشور حمل و نقل مواد اوليه و محصولات توليدي است.
برای تولید یک حجم فولاد نیاز به حمل و نقل حدود 5/2 حجم  مواد اولیه و محصول می باشد بنابراین برای تولید فولاد در هر یک از افقهای تعریف شده حداقل نیاز به حمل و نقل حدود 5/137 میلیون تن مواد اولیه و محصول و حداکثر نیاز به حمل و نقل 5/217 میلیون تن مواد اولیه و محصول می باشد بنابراین  می بایست زير ساختهاي مورد نظر در اين زمينه فراهم آيد.


3- عدم وجود منابع مالی مورد نیاز برای این صنعت
بی شک صنعت فولاد یکی از صنایع سرمایه بر در میان صنایع مختلف می باشد و برای تولید فولاد نیاز به سرمایه گذاری زیادی می باشد برای تولید فولاد بر اساس چشم اندازهای تعریف شده حداقل نیاز به 12 میلیارد یورو و حداکثر نیاز به 20 میلیارد یورو سرمایه گذاری در بخش فولاد می باشد که اگر سرمایه گذاری برای تامین تاسیسات زیر بنایی به این اعداد اضافه شود  این اعداد تا دو برابر می تواند افزایش پیدا کند بنابراین تامین مالی طرحهای فولادی نیازمند عزم جدی مسئولین و چاره اندیشی مجدانه در این زمینه می باشد.


4- ناكافي بودن تاسيسات زير بنايي
صنعت فولاد در كنار نياز به مواد اوليه نياز به انرژي فراواني نيز دارد كه عمدتا برق و گاز مي باشد. متاسفانه در كشور هزينه تامين برق واحدهاي فولادي بسيار زياد بوده و حتي در قوانين جديد، شركت هايي با نياز به برق بالا ملزم به احداث  نيروگاه اختصاصي يا خريد برق از نيروگاههاي خصوصي شده اند كه اين امر باعث بالا رفتن سرمايه گذاري لازم براي ايجاد واحدهاي فولادي مي گردد و مي تواند توجيه پذيري اين طرحها را با ترديد جدي مواجه گرداند. به عبارت ديگر حتي تاسيسات زيربنايي و بسترهاي لازم جهت توسعه صنعت نيز در كشور فراهم نبوده و دولت با آماده نكردن بسترهاي فوق، سرمايه گذاري و توليد در اين صنعت را جريمه مي نمايد.

بر اساس طرح جامع فولاد كشور براي دستيابي به توليد 55 ميليون تن در افق 1404 نيازمند حدود 4500 مگا وات برق ، 200 ميليون متر مكعب آب و 8500 ميليون متر مكعب گاز در سال مي باشد.[1] در حال حاضر توليد برق در كشور حدود 60 هزار مگاوات است و توليد برق تنها براي توليد فولاد مي بايست حدود 8 درصد افزايش يابد در كنار اين عوامل مسايلي چون سرمايه گذاري براي توسعه برق ، تامين خوراك (گاز) مورد نيازاين واحدها و افزايش مصارف خانگي و ساير مصارف صنعتي نيز تامين برق واحدهاي فولادي را محدود مي نمايد. در زمينه گاز نيز كشور با محدوديت هاي جدي روبرو است مصرف كنوني ايران در مرز 600 ميليون متر مكعب در روز است كه با توجه به رشد مصارف خانگي و رشد مصارف صنعتي پيش بيني مي شود در چند سال آينده مصرف گاز بر توليد آن پيشي گرفته و كشور در اين زمينه با محدويت روبرو گردد چه اينكه در چند سال گذشته در فصول سرد سال گاز صنايع پر مصرف همچون فولاد قطع مي گردد. بنابراين لازم است تمهيداتي در جهت  افزايش توليد گاز انديشيده شود. از جمله راهكارهاي تأمين حجم گاز مورد نياز براي صنعت فولاد در چشم انداز 20 ساله كشور(1404) ، مي¬توان به بهره‌¬برداري از فازهاي بعدي پروژه پارس جنوبي اشاره كرد. با توجه به حجم ذخاير گازي موجود در اين منطقه و همچنين پروژه¬‌هاي متعدد پيش‌¬بيني شده براي آن،  در صورت برنامه ريزي و انجام سرمايه گذاري لازم در اين  بخش، مي¬توان به تأمين اين مقدار گاز براي بخش صنعت در چشم‌¬انداز 1404 كشور اميدوار بود.
در زمينه مصرف و توليد آب نيز شرايط بهتر از گاز و برق نيست و مي بايست شرايط جهت افزايش بهره وری در استفاده از آب انديشيده شود.


5- عدم رشد كافي صنايع فرو دست و فرا دست صنعت فولاد
براي توليد يك محصول مي بايد كليه مواد اوليه و امكانات مورد نياز براي توليد كالا فراهم آيد. براي توليد  و توسعه فولاد نيز مي بايست كليه مواد اوليه و امكانات مورد نياز اين صنعت فراهم آيد به عبارت ديگر همراستا با توسعه صنعت فولاد مي بايست امكانات و مواد اوليه براي توليد فولاد نيز توسعه يابد.

توليد فولاد نيازمند مواد اوليه فراواني همچون سنگ آهن، فرومنگنز، زغال سنگ يا كك و غيره مي باشد. اين امر نيازمند رشد متوازن همه زنجيره ارزش توليد فولاد از معدن تا توليد شمش مي باشد كه متاسفانه رشد متوازن زنجيره ارزش توليد فولاد در كشور صورت نپذيرفته است. براي رسيدن به توليد 55 ميليون تني فولاد مي بايست افزايش ظرفيت و توسعه مواداوليه نيز در دستور كار برنامه ريزان قرار گيرد. براي مثال بر اساس برنامه توليد فولاد در كشور نيازمند 70 ميليون تن گندله در كشور مي باشد كه  پيش بيني مي شود توليد گندله در كشور حدود  68 ميليون تن باشد و اين به معناي كمبود 2 ميليون تني گندله مي باشد. تمام اين عوامل باعث ميگردد توليد فولاد بر اساس چشم اندازهای ترسیم شده با ترديد جدي مواجه گردد.بنابراين سياست هاي دولت در زمينه توسعه صنعت فولاد ميبايست متوازن بوده و نيازهاي بخش هاي مختلف فولاد را نيز درنظر بگيرد. دولت مي تواند با برنامه ريزي مناسب مي سرمايه گذاري بخش خصوصي در صنعت فولاد را بهتر و بهينه تر مديريت نمايد.


6- قوانين و مقررات داخلي و موانع سرمايه گذاري در داخل كشور
يكي از مشكلات صنعت فولاد در ايران عدم وجود ثبات در تصميم گيري ها و سياست هاي توسعه اين صنعت مي باشد و تصميمات از مرحله كارشناسي تا مرحله اجرا بسيار مورد چانه زني قرار مي گيرند كه در بسياري از موارد عامل مهم در اجرايي شدن تصميمات متغير سياستي است تا  عوامل فني و علمي.

مشخصه هر تغييري در برنامه ها هزينه بر بودن و زمان بر بودن آنست. بنابراين در حاليكه ساير كشورهاي توليدكننده فولاد با سرعت به پياده سازي برنامه هاي توسعه اين صنعت مي پردازند، عدم ثبات در تصميم گيري ها و سياست هاي توسعه فولاد مي تواند هزينه هاي هنگفتي را به اين صنعت تحميل نمايد.

يكي ديگر از مشكلات و تهديد هاي صنعت فولاد در كشور، عدم ثبات در سياست هاي بازرگاني دولت مي باشد. از آنجا كه دولت در زمينه توليد فولاد در ايران داراي انحصار نسبي است هرگاه مشكلي در زمينه قيمت فولاد در كشور بروز نمايد، دولت وارد عمل شده و اقدام به تغيير سياست هاي وارداتي و صادراتي خود مي نمايد لذا عدم ثبات سياست هاي دولت در اين زمينه يكي از تهديدات فراروي صنعت فولاد ايران است. به عنوان مثالی در این خصوص که میزان ثبات قوانین و مقررات دولتی را نشان می دهد می توان به بخش نامه های صادرشده در خصوص صادرات سنگ آهن اشاره نمود. از سال 1389 به بعد به طور متوسط هر 8 ماه یکبار بخش نامه‌ای در خصوص صادرات سنگ آهن منتشر شده است. موضوع مورد بحث در مصوبات کاهش یا افزایش میزان عوارض صادراتی نمی باشد بلکه یک تغییر ناگهانی بین اعمال یا عدم اعمال عوارض قابل مشاهده است که نشان دهنده آن است که استراتژی بلندمدت و کلان نگر در خصوص صدور این محصولات به عنوان بخشی از محصولات صنعت فولاد وجود ندارد. صرفنظر از تبعات این گونه مصوبات بر تولید کننده و فعالان موجود در عرصه اقتصاد، نمی توان انتظار داشت در فضایی که با تغییرات پی¬در پی، ناگهانی و گسترده عجین شده است جذابیت لازم را برای جذب سرمایه ها و نقدینگی های سرمایه گذاران داشته باشد و چه بسا فعالان اقتصادی را نیز از عرصه فعالیت های اقتصادی فراری دهد.

به علت فضاي كسب و كار موجود و همچنين سرمايه گذاري محدود و كم  توسط بخش خصوصي در صنعت فولاد در ايران، به ناچار سرمايه گذاري لازم براي توسعه صنعت فولاد مي بايست توسط دولت يا زير مجموعه هاي دولت و از طريق منابع دولتي تامين گردد. همين امر باعث بيشتر شدن حجم دولت مي گردد. از طرفي تامين سرمايه لازم براي اين طرح ها به صورت غير مستقيم با درآمد هاي نفتي پيوند مي خورد.  از سوي ديگر با توجه به عدم كارايي مناسب در شركتهاي دولتي، زمان اجراي اين طرح ها بيش از ميزان پيش بيني شده به طول مي انجامد. كه همين امر باعث مي شود تا توجيه اقتصادي اين طرح ها با ترديد جدي مواجه گردد. براي مثال طرح هاي استاني فولاد با گذشت حدود 6 سال از شروع هنوز داراي پيشرفت كافي نبوده و در خوش بينانه ترين حالت در اواسط سال 94 به بهره برداري خواهند رسيد. زيرا هدف اوليه اين طرح ها عدالت اجتماعي و توسعه استان هاي كمتر برخوردار بوده نه سودآوري اقتصادي؛ بنابراين دولت خود مي بايست اين اهداف را تامين كند و از وظايف دولت  تامين عدالت اجتماعي و تمركز زدايي است و نه بخش خصوصي. بنابراين انتظار سرمايه گذاري بخش خصوصي با هدف عدالت اجتماعي و تمركز زدايي به نظر انتظار بيهوده اي مي آيد. متاسفانه تفكر حاكم در بخش دولتي ايجاد مراكز صنعتي براي ايجاد ساير زير ساختهاي لازم همچون راههاي مواصلاتي و آب و برق و .. مي باشد. در حاليكه وظيفه دولت ايجاد بستري مناسب براي رشد صنعت مي باشد.


7- وجود رقباي قدرتمند در بازار منطقه‌اي و جهاني
يكي از عمده تهديدات صنعت فولاد در ايران، وجود رقباي قدرتمند خارجي مي باشد. كشور چين در سال 2013 ميلاد با بيش از 5/61 ميليون تن صادرات محصولات فولادي بزرگترين صادركننده فولاد درجهان بوده است [2].از طرفي كشور هاي شمالي ايران ( روسيه و اوكراين) به علاوه تركيه ( با صادراتي حدود 65 ميليون تن)  جزو 10 كشور برتر در صادرات فولاد در طي سالهاي اخير مي باشند و حدود 40 درصد صادرات جهان در سال 2013 توسط اين 4 كشور تامين گرديده است. بخش عمده اي از نياز بازار به فولاد در كشور نيز از طريق اين كشورها تامين مي گردد. بنابراين براي افزايش توليد و صادرات مي بايست در نظر داشت كه كشورهاي چين، روسيه، اوكراين و تركيه تهديدي براي توليد داخلي و صادرات محصولات فولادي به شمار مي آيند. 


8- عدم توجه به مقياس بهينه توليد در صنعت فولاد
از ديگر تهديدات صنعت فولاد كشور مي توان به عدم توجه به مقياس بهينه توليد و صرفه هاي حاصل از مقياس اشاره كرد. افزايش ظرفيت توليد باعث كاهس هزينه هاي سربار توليد و به تبع آن كاهش قيمت تمام شده و رقابت پذيري بيشتر مي گردد. آمار نشان مي دهد كه در سال 2013، توليد فولاد خام 10 شركت برتر دنيا، معادل 445 ميليون تن توليد و بيش از 27 درصد توليد فولاد خام جهان بوده است. توليد 50 شركت بزرگ توليدكننده فولاد در جهان نيز حدود یک میلیارد  تن بوده است اين بدين معناست كه متوسط توليد در شركتهاي بزرگ فولادي حدود 20 ميليون تن در سال بوده است. با توجه به صرفه هاي ناشي از مقياس سياست هاي توسعه فولاد در كشورها به سمت توليد بيش از 10 ميليون تن در سال، به عنوان معيار بهينه براي توليد  تغيير يافته است [3]. اما در كشور ما هنوز تاكيد بر احداث  واحدهايي با ظرفيت كمتر از يك ميليون تن مي باشد. اين امر با توجه به روند جهاني توليد فولاد و رقابت موجود در توليد اين محصول چندان مناسب به نظر نمي رسد.


9- صادرات مواد اوليه، واردات كالاي نهايي وابسته
صنعت فولاد درگير مساله اي به نام صادرات مواد اوليه و واردات كالاي نهايي وابسته مي باشد به اين معنا كه از طرفي كشور مواد اوليه براي توليد محصولي را صادر مي كند و از طرف ديگر محصول نهايي را از خارج وارد مي كند.  در حال حاضر سالانه حدود 15  ميليون تن سنگ آهن از كشور خارج مي شود. كه با برنامه ريزي صحيح مي توان از خروج اين حجم از سنگ آهن جلوگيري نمود و در داخل به مصرف رساند و به توليد فولاد پرداخت. از طرف ديگر حدود نيمي از مصرف داخلي نيز از طريق واردات ( بيش از 5 ميليون تن) تامين مي گردد كه باعث مي شود حجم بالايي از منابع ارزي به واردات فولاد اختصاص يابد. 


10- بهره وري پايين و عدم رقابت پذيري در صنعت فولاد
در حال حاضر كشورهاي زيادي توليدكننده فولاد هستند. توليد 10 كشور عمده توليد كننده فولاد در سال 2013 حدود 1185 ميليون تن و بيش از 74 درصد توليد جهاني اين محصول بوده است. نگاهي به توليد كنندگان عمده فولادي نشان مي دهد كه تنها 4 كشور برزيل، روسيه، هند و اوكراين هستند كه داراي منابع طبيعي و منابع لازم براي توليد فولاد هستند بقيه كشور ها عمدتا واردكننده مواد اوليه توليد فولاد هستند. حتي كشوري مانند چين به عنوان بزرگترين توليدكننده فولاد در جهان تنها 32 درصد مواد اوليه مورد نياز فولاد خام خود را از طريق منابع داخلي تامين مي كند و بيشتر مواد اوليه لازم براي توليد فولاد خام را از طريق واردات تامين مي نمايد. سئوال اساسي اين است كه چگونه است كشورها مي توانند با وجود واردات  مواد اوليه و قيمت هاي جهاني انرژي توليد فولاد با قيمت هاي جهاني داشته باشند اما كشور ما با وجود دارا بودن منابع عظيم مواد اوليه و انرژي به نسبت ارزان قادر به  افزايش ميزان توليد فولاد خام و رقابت در عرصه جهاني نيست؟ مهمترين مثال در اين رابطه كشور ژاپن مي باشد كه اكثر مواد اوليه مورد نياز جهت توليد فولاد خام خود را از طريق واردات تامين مي نمايد اين كشور ساليانه حدود 110 ميليون تن ( حدود 8 برابر توليد خام كشور) توليد مي نمايد و پس از چين از عمده صادر كنندگان فولاد در جهان مي باشد. شايد عمده ترين دليل اين امر  بهره وري پايين در زمينه توليد فولاد خام در كشور باشد.( استراتژي هاي مناسب توسعه، سياست هاي بازرگاني، بستر مناسب براي سرماي گذاران خصوصي و خارجي، حمايت ها و مشوق هاي سرمايه گذاري و... از ديگر دلايل ايجاد مزيت رقابتي به شمار مي آيند) در حقيقت مزيت توليد فولاد در كشور بيش از آنكه وابسته به دانش و علم باشد،  مزيتي وابسته به منابع طبيعي است. از همين روست كه كشورهايي همچون ژاپن بدون تكيه بر مزيت مبتني بر مواد اوليه و تنها با تكيه بر دانش و تخصص خود با استفاده از تكنولوژيهاي روز دنيا و رعايت اصول كاهش هزينه توانسته اند به توليد فولاد خام و صادرات كالاي نهايي بپردازند. در حقيقت براي آنكه بتوان به مزيت رقابتي( Comparative Advantage)  دست يافت مي بايست بتوان  با استفاده از دانش و بهره وري مزيت نسبي يا طبيعي  ( مبتني بر منابع طبيعي) را به مزيت اكتسابي و مبتني بر دانش تبديل كرد كه اين امر در كشور ما كمتر صورت پذيرفته است و به رغم دارا بودن منابع خدادي، كشور ما بخش عمده اي  از مواد خام  را صادر و مواد و محصولات ساخته شده را از خارج از كشور وارد مي نمايد. بنابراين براي آنكه صنعت فولاد كشور بتواند در بازار جهاني به رقابت با ساير رقبا بپردازد مي بايست بهره وري در توليد فولاد خام را افزايش داده  و با كاهش هزينه هاي سربار بتواند قدرت رقابت پذيري محصولات فولادي خود را افزايش دهد.


نتيجه گيري
با توجه به مباحث مطرح شده در قسمت هاي قبل مي توان بيان داشت هر چند برنامه توسعه فولاد در كشور بر مبناي توليد 55 ميليون تن فولاد خام و صادارت  10 ميليون تني محصولات فولادي در سال 1404 بنا نهاده است اما چالش ها و موانع  فراواني دستيابي به اين اهداف را دچار ترديد اساسي مي نمايد.  عمده موانع رشد و توسعه صنعت فولاد در ايران عبارتند از :عدم وجود زير ساختهاي لازم جهت توسعه صنعت فولاد، كمبود تاسيسات زير بنايي، عدم رشد لازم در صنايع فرودست و فرادست ، قوانين و مقررات داخلي و موانع سرمايه گذاري در داخل كشور، وجود رقباي قدرتمند در بازار منطقه اي و جهاني، عدم توجه به مقياس بهينه توليد در صنعت فولاد، صادرات مواد اوليه و واردات كالاي نهايي وابسته و عدم بهره وري و رقابت پذيري در صنعت فولاد. با اين تفاسير به نظر مي رسد رسيدن به اهداف برنامه طرح جامع توليد فولاد دچار ترديد اساسي باشد و 5/4 برابر شدن توليد فولادخام در ظرف 15 سال آينده با ادامه روند فعلي( با توجه به روند قبلي) و مشكلات موجود و موانع رشد و توسعه اين صنعت  بسيار بعيد به نظر مي رسد. بنابراين توجه به رشد و توسعه امكانات زير بنايي، رشد و توسعه تاسيسات مورد نياز صنعت فولاد ، تسهيل قوانين و مقررات در صنعت فولاد و توجه به خصوصي سازي در كنار برنامه ريزي متوازن در اين صنعت مي بايست مد نظر مسئولان اين صنعت قرار گيرد و  دولت و دستگاههاي تصميم ساز مي بايست جهت رفع موانع رشد و توسعه صنعت فولاد اقدام نمايند.

 

numudar-1

 

 

 

numudar-2

 

منبع : دنیای اقتصاد-  مورخ 1393/05/26

 

جهان پروفیل,پروفیل صابری,پروفیل برتر, پروفیل پرشیا,قیمت پروفیل,میلگرد,لوله ظفر,تهران شرق

اخبار مرتبط

در صورت داشتن هرگونه سوال یا نیاز به کمک ، با ما تماس بگیرید.
کارخانه
کیلومتر 35 جاده تبریز - آذرشهر شهرک صنعتی سلیمی | صندوق پستی: 154 - 53751
61 91 3432 (041)
60 91 3432 (041) (نمابر)
info [at] mehrsteel.com
فروش داخلی، فروش خارجی و فروش شرکتی
کیلومتر 35 جاده تبریز - آذرشهر شهرک صنعتی سلیمی | صندوق پستی: 154 - 53751
041-5995
041-36550000
041-36562214
041-36578908
041-36571433
041-36563305
041-36576882
041-36551667